امروز تاريخ جهان، تاريخ بشريت، بر سر يك پيچ بزرگ تاريخى است. دوران جديدى در همهى عالم دارد آغاز ميشود. نشانهى بزرگ و واضح اين دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لايزال الهى و تكيهى به وحى.
شريت از مكاتب و ايدئولوژىهاى مادى عبور كرده است. امروز نه ماركسيسم جاذبه دارد، نه ليبرالدموكراسى غرب جاذبه دارد - مىبينيد در مهد ليبرالدموكراسى غرب، در آمريكا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف ميكنند به شكست - نه ناسيوناليستهاى سكولار جاذبهاى دارند. امروز در ميان امت اسلامى، بيشترين جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مكتب وحى.
امروز در كشورهاى اسلامى عليه ديكتاتورىهاى وابسته قيام شده است؛ اين مقدمهاى است براى قيام عليه ديكتاتورى جهانى و ديكتاتورى بينالمللى، كه عبارت است از ديكتاتورى شبكهى فاسد و خبيث صهيونيستى و قدرتهاى استكبارى.
آن وقتى كه مردم به ميدان بيايند، آن وقتى كه ما موجودى خودمان را وارد ميدان كنيم، نصرت الهى قطعى است. خداى متعال راه را هم به ما نشان ميدهد؛ «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا».(3) خدا، هم هدايت ميكند، هم كمك ميكند، هم به اهداف عالى ميرساند؛ شرطش اين است كه ما در ميدان باشيم.
آنچه تا امروز پيش آمده است، بسيار بزرگ است. دويست سال غربىها با كمك پيشرفتهاى علمىِ خودشان بر امت اسلامى حكمرانى كردند؛ كشورهاى اسلامى را تصرف كردند به كمك ديكتاتورهاى محلى. انگليس، فرانسه و در منتهاى كار، آمريكا - كه شيطان بزرگ است - بر امت اسلامى تسلط پيدا كردند. اما همت ايمانى، همت اسلامى، حضور مردمى، همهى اين خوابهاى باطل را از بين برد؛ همهى اين اهداف را متوقف كرد.
امروز استكبار جهانى در مقابل بيدارى اسلامى احساس ناتوانى ميكند. شما غالبيد، شما پيروزيد، آينده مال شماست. كارى كه انجام گرفته است، كار بسيار بزرگى است؛ اما اين پايان كار نيست - مهم اين است - اين شروع است، اين آغاز است. ملتهاى مسلمان بايد مجاهدت را ادامه بدهند تا بتوانند دشمن را از ميدانهاى گوناگون ازاله كنند.
مبارزه، مبارزهى همتها و عزمها و ارادههاست. هر طرف ارادهى قوىترى داشته باشد، او غالب است. آن كسى كه دلش متكى به خداى متعال است، او غالب است. «ان ينصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(4) اگر نصرت خدائى را به دست بياوريد، هيچ كس بر شما غلبه نخواهد كرد؛ شما پيش خواهيد رفت.
در طول ساليان دراز، ما را از لحاظ علمى عقب نگه داشتند؛ فرهنگ ما را پامال كردند، استقلال ما را از بين بردند. امروز ما بيدار شدهايم. ما ميدانهاى علم را هم يكى پس از ديگرى تصرف خواهيم كرد.
از بزرگترين آفتهائى كه فرهنگ غربى بر كشورهاى اسلامى وارد كرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: يكى تلقين و تزريق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند كه از شما كارى برنمىآيد؛ نه در ميدان سياست، نه در ميدان اقتصاد، نه در ميدان علم. تلقين دوم و باور دومى كه به ما تزريق كردند، بىنهايت بودن و غير قابل شكست بودن قدرت دشمنان ماست. اينجور تفهيم كردند كه آمريكا را كه نميشود شكست داد، غرب را كه نميشود به عقبنشينى وادار كرد؛ مجبوريم در مقابل اينها تحمل كنيم.
امروز براى ملتهاى مسلمان عينى شده است كه اين هر دو باور، غلط اندر غلط است.
اين قرن، قرن اسلام است. اين قرن، قرن معنويت است. اسلام عقلانيت را و معنويت را و عدالت را با يكديگر به ملتها هديه ميدهد؛ اسلامِ عقلانيت، اسلامِ تدبر و تفكر، اسلامِ معنويت، اسلامِ توجه و توكل به خداى متعال، اسلامِ جهاد، اسلامِ كار، اسلامِ اقدام؛ اينها تعاليم خداى متعال و تعاليم اسلامى است به ما.
آنچه امروز مهم است، اين است كه دشمن در مقابل ضربهاى كه در مصر و تونس و ليبى و بقيهى كشورهاى منطقه كموبيش بر او وارد آمده است، مشغول طراحى و توطئهچينى است. بايد متوجه توطئههاى دشمن بود. بايد مراقب بود انقلابهاى مردم را از آنها نربايند، راهها را منحرف نكنند.
امروز نهضت اسلامى در دنياى اسلام شيعه و سنى نميشناسد؛ شافعى و حنفى و جعفرى و مالكى و حنبلى و زيدى نميشناسد؛ عرب و فارس و بقيهى قوميتها را نميشناسد؛ در اين ميدان عظيم، همه هستند. سعى كنيم دشمن بين ما تفرقه نيندازد. همه با هم احساس برادرى كنيم، هدف را مشخص كنيم. هدف، اسلام است؛ هدف، حكومت قرآنى و اسلامى است.
عزيزان من! فرزندان من! مواظب باشيد دشمن حركت شما را متوقف نكند. خداى متعال در دو جاى قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «فاستقم كما امرت»، «و استقم كما امرت استقامت كن. استقامت يعنى ايستادگى كردن، ادامه دادن، راه را دنبال كردن، متوقف نشدن؛ اين رمز كار است.